رینوپلاستی و مراقبت پس از عمل

تکنیک تزل در رینوپلاستی؛ روشی نوین برای ترکیب نوستریل ریتینر Erfecen با اسپلینت داخلی بینی

مروری تخصصی بر تکنیک اسپلینت‌گذاری تزل، منتشرشده در سال ۲۰۲۶، که با استفاده از نوستریل ریتینر Erfecen و اسپلینت سیلیکونی امکان حمایت هم‌زمان از سپتوم، دریچه خارجی بینی و کانتور سوراخ‌های بینی را بررسی کرده است. شامل جزئیات تکنیک، نتایج بالینی ۱۲۷ بیمار، پروتکل مراقبت پس از جراحی و محدودیت‌های علمی پژوهش.

حمایت از ساختارهای داخلی و خارجی بینی در دوره اولیه پس از رینوپلاستی، یکی از بخش‌های مهم مراقبت پس از جراحی است. در برخی بیماران، به‌ویژه پس از بازسازی سپتوم، رینوپلاستی ترمیمی، جراحی بینی آسیب‌دیده یا اصلاح ناهنجاری‌های مرتبط با شکاف لب و بینی، جراح ممکن است به تثبیت هم‌زمان تیغه بینی، حمایت از دریچه خارجی بینی و حفظ کانتور سوراخ‌های بینی نیاز داشته باشد. با این حال، استفاده هم‌زمان از اسپلینت داخلی بینی (Intranasal Silicone Splint) و نوستریل ریتینر (Nostril Retainer) به‌صورت دو وسیله مستقل، به دلیل محدودیت فضای داخل وستیبول بینی، همیشه امکان‌پذیر یا مناسب نیست.

در اکتبر ۲۰۲۶، پژوهشی با عنوان «An Integrated Silicone Splint and Nostril Retainer for Postoperative Rhinoplasty Care: The Tezel Splinting Technique» در مجله تخصصی Journal of Craniofacial Surgery منتشر شد. نویسندگان این پژوهش، Erdem Tezel و Şeyda Güray از دانشگاه مرمره ترکیه، تکنیکی را معرفی کردند که در آن یک نوستریل ریتینر Erfecen با یک اسپلینت سیلیکونی داخلی بینی ترکیب می‌شود تا مجموعه‌ای یکپارچه برای حمایت از سپتوم و یک‌سوم تحتانی بینی ایجاد شود.

در این مطالعه گذشته‌نگر، تکنیک تزل (Tezel Splinting Technique) در ۱۲۷ بیمار با انواع مختلف رینوپلاستی به کار گرفته شد. نتایج نشان داد که مجموعه ترکیبی در تمامی بیماران قابل مونتاژ و استفاده بوده و طی دوره تعیین‌شده در محل باقی مانده است؛ با این وجود، انسداد موقت راه هوایی در ۹٫۴ درصد بیماران مشاهده شد. این یافته‌ها امکان‌پذیری فنی روش را تأیید می‌کنند، اما برتری آن نسبت به روش‌های مرسوم اسپلینت‌گذاری هنوز اثبات نشده است.

در ادامه، مبانی آناتومیک تکنیک، مراحل ساخت مجموعه، نتایج بالینی، برنامه مراقبت پس از عمل و محدودیت‌های علمی این پژوهش را با تمرکز بر نیازهای جراحان رینوپلاستی، متخصصان گوش و حلق و بینی و فعالان حرفه‌ای حوزه تجهیزات پزشکی بررسی می‌کنیم.

چرا حمایت هم‌زمان از سپتوم و سوراخ‌های بینی پس از رینوپلاستی اهمیت دارد؟

پس از رینوپلاستی، پایداری ساختار بینی تحت تأثیر وضعیت غضروف‌ها، بافت نرم، ادم، کشش بافتی و روند تشکیل اسکار قرار دارد. در بیمارانی که غضروف‌های پره بینی ضعیف هستند یا به دلیل تروما، جراحی‌های قبلی و ناهنجاری‌های مادرزادی دچار عدم تقارن نوستریل شده‌اند، حمایت از ناحیه ورودی بینی ممکن است بخشی از برنامه درمانی جراح باشد.

پژوهشگران در مقدمه مطالعه، به سه مشکل مهم دوره ترمیم اشاره می‌کنند: تمایل به کلاپس نوستریل (Nostril Collapse)، عقب‌رفتگی حاشیه پره بینی (Alar Retraction) و عدم تقارن سوراخ‌های بینی. این مشکلات به‌ویژه در بینی‌های دارای ضعف حمایت غضروفی و موارد ترمیمی اهمیت دارند.

نقش اسپلینت سیلیکونی داخلی بینی

اسپلینت‌های داخلی سیلیکونی برای حمایت از سپتوم در دوره اولیه پس از جراحی استفاده می‌شوند. این تجهیزات، بسته به طراحی و اندیکاسیون، می‌توانند به تثبیت تیغه بینی، کاهش تماس نامطلوب سطوح مخاطی و حفظ نسبی فضای دریچه داخلی بینی کمک کنند. برخی از مدل‌ها دارای یک کانال هوایی هستند تا امکان عبور هوا از داخل اسپلینت فراهم شود.

با این حال، اسپلینت‌های متداول با لبه‌های فوقانی نسبتاً نازک و مسطح، لزوماً با کانتور مقعر بخش فوقانی دهانه نوستریل تطابق کامل ندارند. بنابراین ممکن است برای حمایت از دریچه خارجی بینی (External Nasal Valve)، پره‌ها و مجموعه حمایتی یک‌سوم تحتانی بینی یا Alar Tripod کافی نباشند.

نقش نوستریل ریتینر در حفظ کانتور بینی

نوستریل ریتینر یک وسیله حمایتی کوچک است که در وستیبول بینی قرار می‌گیرد و برای کمک به حفظ فرم، قطر دهانه و تقارن ظاهری سوراخ‌های بینی در دوره ترمیم استفاده می‌شود. هدف آن حمایت از ساختار ورودی بینی است و از این نظر با اسپلینت سپتوم عملکردی مکمل دارد.

در مراحل ابتدایی ترمیم، ادم، کشش بافتی و انقباض تدریجی اسکار می‌توانند بر شکل نهایی نوستریل اثر بگذارند. منطق استفاده از ریتینر، مقابله با بخشی از نیروهای تغییرشکل‌دهنده و حمایت از کانتور اصلاح‌شده است؛ هرچند میزان تأثیر آن به شرایط بالینی، نوع جراحی و شواهد مربوط به روش مورد استفاده بستگی دارد.

محدودیت روش استفاده مستقل از دو وسیله

در برخی پروتکل‌های مراقبت پس از عمل، ابتدا از اسپلینت داخلی برای تثبیت سپتوم استفاده می‌شود و پس از خارج‌سازی آن، بیمار استفاده از نوستریل ریتینر را آغاز می‌کند. یکی از دلایل چنین روش مرحله‌ای، محدودیت فضای داخل وستیبول بینی و دشواری استفاده هم‌زمان از دو وسیله مستقل است.

نکته اصلی تکنیک تزل، تلاش برای برطرف کردن همین محدودیت فضایی از طریق ترکیب دو وسیله در یک ساختار مشترک است.

تکنیک تزل (Tezel Splinting Technique) چیست و چه تفاوتی با روش معمول دارد؟

تکنیک تزل یک روش اصلاح فنی در اسپلینت‌گذاری پس از رینوپلاستی است که دو وسیله موجود در بازار، یعنی اسپلینت سیلیکونی داخل بینی و نوستریل ریتینر، را به یک مجموعه حمایتی یکپارچه تبدیل می‌کند.

این تکنیک یک ماده جدید یا محصول پزشکی کاملاً جدید معرفی نمی‌کند. نوآوری آن در نحوه تغییر شکل و اتصال دو وسیله شناخته‌شده است؛ به‌گونه‌ای که حمایت از سپتوم و حمایت از دریچه خارجی بینی به‌صورت هم‌زمان و در یک دوره مشترک پس از جراحی انجام شود.

در پژوهش اصلی، دو محصول مشخص استفاده شده‌اند:

  • Nostril Retainer شرکت Erfecen، استانبول، ترکیه: وسیله حمایتی مورد استفاده برای حفظ کانتور و پشتیبانی از دهانه‌های بینی.
  • اسپلینت داخلی سیلیکونی (Intranasal Silicone Splint): اسپلینت داخلی سیلیکونی دارای مسیر هوایی که به‌منظور اتصال به ریتینر اصلاح شده است.
نکته علمی مهم

استفاده از محصولات تجاری به‌صورت تغییرشکل‌یافته باید با ارزیابی مسئولانه جراح، ملاحظات ایمنی و الزامات دستورالعمل سازنده همراه باشد.

طراحی پژوهش و مشخصات ۱۲۷ بیمار

مطالعه Erdem Tezel و Şeyda Güray به‌صورت یک مطالعه گذشته‌نگر روی مجموعه‌ای متوالی از بیماران (Retrospective Consecutive Clinical Series) انجام شد. داده‌های بیماران تحت رینوپلاستی در فاصله سال‌های ۲۰۲۳ تا ۲۰۲۵ بررسی شدند.

معیار ورود به مطالعه، استفاده از تکنیک ترکیبی بلافاصله پس از پایان رینوپلاستی و در دسترس بودن حداقل ۱۲ ماه پیگیری پس از جراحی بود. تمامی بیماران متوالی واجد شرایط وارد مطالعه شدند و معیار حذف اضافی گزارش نشد.

در مجموع، ۱۲۷ بیمار در پنج گروه مختلف جراحی قرار داشتند. توزیع گروه‌ها و موارد عدم تقارن قابل مشاهده نوستریل پیش از عمل که نیازمند اصلاح جراحی بودند، به شرح زیر گزارش شد.

نوع جراحی تعداد بیماران سهم از مطالعه موارد عدم تقارن پیش از عمل
رینوپلاستی اولیه (Primary) ۵۳ ۴۱٫۷٪ ۸
رینوپلاستی ثانویه (Secondary) ۲۳ ۱۸٫۱٪ ۸
رینوپلاستی مرحله سوم (Tertiary) ۱۷ ۱۳٫۴٪ ۵
رینوپلاستی پس از تروما ۱۰ ۷٫۹٪ ۲
رینوپلاستی مرتبط با شکاف لب و بینی ۲۴ ۱۸٫۹٪ ۱۵
مجموع ۱۲۷ ۱۰۰٪ ۳۸

میانگین دوره پیگیری بیماران ۱۴٫۶ ± ۲٫۵ ماه و دامنه آن ۱۲ تا ۲۳ ماه بود. میانگین سن در گروه‌های مختلف حدود ۲۴٫۷ تا ۲۷٫۵ سال گزارش شد و اختلاف معناداری از نظر میانگین سن میان پنج گروه وجود نداشت (P = 0.569).

نکته مهم این است که عدد ۳۸ در جدول بالا به موارد عدم تقارن بالینی پیش از جراحی اشاره دارد و نباید با ۳۴ بیماری که به سایزبندی نامتقارن ریتینر نیاز پیدا کردند یکسان تلقی شود. پژوهش، همپوشانی دقیق این دو گروه را گزارش نکرده است.

پژوهشگران داده‌های مربوط به امکان مونتاژ و استفاده از مجموعه، پایداری وسیله، باز بودن راه هوایی، تحریک مخاط و عوارض مرتبط با تجهیزات را ارزیابی کردند. هدف اصلی پژوهش بررسی کاربرد فنی روش بود، نه مقایسه مستقیم اثربخشی آن با درمان استاندارد.

چهار مرحله تکنیک اسپلینت‌گذاری تزل؛ ترکیب نوستریل ریتینر Erfecen و اسپلینت داخلی بینی

بخش Materials and Methods مقاله اصلی، روند آماده‌سازی و یکپارچه‌سازی تجهیزات را در چهار مرحله توضیح می‌دهد. این مراحل در شکل‌های ۱ تا ۴ مقاله نیز به‌صورت تصویری مستند شده‌اند. توضیحات زیر برای آشنایی تخصصی با روش منتشرشده ارائه می‌شوند و جایگزین آموزش عملی، ارزیابی ایمنی تجهیزات یا دستورالعمل معتبر اتاق عمل نیستند.

مرحله اول: انتخاب سایز و آماده‌سازی نوستریل ریتینر Erfecen

پس از تکمیل رینوپلاستی، ابعاد و کانتور سوراخ‌های بینی با استفاده از قالب‌های تعیین سایز نوستریل ریتینر ارزیابی شدند. انتخاب سایز بر اساس وضعیت نوستریل‌ها در پایان جراحی انجام شد، نه صرفاً ابعاد پیش از عمل.

در موارد عدم تقارن، سمت راست و چپ به‌صورت مستقل اندازه‌گیری شدند. سپس پژوهشگران پل میانی ریتینر Erfecen را که روی کلوملا قرار می‌گیرد، برش دادند و وسیله U شکل را به دو بخش مستقل تقسیم کردند.

این تغییر چند هدف فنی داشت: امکان انتخاب سایز متفاوت برای هر سمت، کاهش فشار ناشی از پل مشترک بر کلوملا و فراهم‌کردن آزادی بیشتر برای تنظیم جهت حمایت هر بخش متناسب با ساختار یک‌سوم تحتانی بینی. شکل ۱ مقاله اصلی، ریتینر پیش و پس از جداشدن پل میانی و همچنین نحوه قرارگیری دو بخش را نشان می‌دهد.

آماده‌سازی نوستریل ریتینر Erfecen در تکنیک تزل؛ ریتینر قبل و بعد از جداکردن پل کلوملا و نمای قرارگیری دو نیمه در بینی
شکل ۱ ـ جدا کردن پل کلوملایی نوستریل ریتینر Erfecen برای سایزبندی و قرارگیری مستقل دو سمت بینی.

مرحله دوم: آماده‌سازی اسپلینت سیلیکونی داخلی

در مرحله دوم، بخش قدامی کانال هوایی اسپلینت سیلیکونی اصلاح شد. در یک‌سوم قدامی مسیر هوایی، قسمت سیلیکونی در امتداد لبه‌های فوقانی و تحتانی از بدنه اصلی جدا شد؛ در حالی که ساختار دو‌سوم خلفی کانال حفظ گردید.

این تغییر یک زبانه سیلیکونی انعطاف‌پذیر (Silicone Tongue) در بخش قدامی اسپلینت ایجاد کرد. هدف، فراهم‌کردن محل اتصال برای انتهای نوستریل ریتینر و حفظ مسیر هوایی پس از یکپارچه‌سازی بود.

شکل ۲ پژوهش مراحل اصلاح اسپلینت و ایجاد زبانه قدامی را نشان می‌دهد. از نظر مهندسی وسیله، حفظ یکپارچگی بخش خلفی کانال و جلوگیری از تغییرشکل نامطلوب مسیر هوا دو ملاحظه مهم هستند؛ با این حال، مطالعه ارزیابی کمی جریان هوا در این ساختار ارائه نکرده است.

مراحل تغییر شکل یک‌سوم قدامی اسپلینت سیلیکونی داخل بینی و ایجاد زبانه نگهدارنده در تکنیک تزل
شکل ۲ ـ آماده‌سازی اسپلینت سیلیکونی و ایجاد زبانه قدامی برای اتصال به نوستریل ریتینر.

مرحله سوم: اتصال نوستریل ریتینر به اسپلینت سیلیکونی

پس از آماده‌سازی اسپلینت و ریتینر، انتهای بخش مستقل نوستریل ریتینر در فضای ایجادشده در قسمت قدامی کانال اسپلینت قرار گرفت. زبانه سیلیکونی نقش نگهدارنده مکانیکی ریتینر را ایفا می‌کرد تا دو وسیله به‌صورت یک مجموعه حمایتی مشترک عمل کنند.

در این پیکربندی، اسپلینت داخلی به حمایت از سپتوم اختصاص داشت و نوستریل ریتینر در ناحیه ورودی بینی به حفظ کانتور و حمایت از دریچه خارجی کمک می‌کرد. شکل ۳ پژوهش اتصال دو جزء و یک تصویر شماتیک از موقعیت مجموعه در داخل بینی را نمایش می‌دهد.

اتصال نوستریل ریتینر Erfecen به زبانه اسپلینت داخلی سیلیکونی، شامل نمای شماتیک سیستم ترکیبی در تکنیک تزل
شکل ۳ ـ اتصال ریتینر به زبانه اسپلینت و نمای شماتیک مجموعه حمایتی ترکیبی.

مرحله چهارم: جایگذاری و تثبیت مجموعه ترکیبی

در مرحله نهایی، هر نیمه از اسپلینت سیلیکونی به‌صورت داخل بینی و با جهت‌گیری کانال هوایی به سمت مدیال قرار داده شد. ریتینر در دهانه سوراخ بینی به‌گونه‌ای تنظیم شد که کانتور موردنظر پس از جراحی حمایت شود، بدون آنکه فشار بیش از اندازه به حاشیه پره بینی وارد کند.

اسپلینت سیلیکونی با روش متداول بخیه در ناحیه کلوملا تثبیت شد. نوستریل ریتینر معمولاً به‌صورت مستقل بخیه نمی‌شد و اتصال مکانیکی آن با زبانه سیلیکونی، موقعیتش را حفظ می‌کرد. در مواردی که زاویه متفاوتی از ریتینر برای حمایت مناسب ضروری بود، نویسندگان از بخیه اتصال ریتینر به اسپلینت استفاده کردند تا جهت مطلوب تثبیت شود.

این قابلیت تنظیم زاویه از ویژگی‌های مهم روش به شمار می‌رود؛ زیرا جهت نیروی حمایتی موردنیاز برای دو سمت بینی ممکن است یکسان نباشد. شکل ۴ مقاله، وضعیت مجموعه در دوره بلافاصله پس از جراحی را به‌صورت شماتیک نمایش می‌دهد.

نتایج بالینی تکنیک تزل در ۱۲۷ بیمار

بر اساس بخش Results پژوهش، تکنیک تزل در تمامی بیماران از نظر مونتاژ داخل اتاق عمل، جایگذاری و حفظ موقعیت مجموعه در دوره تعیین‌شده قابل اجرا بود. هیچ مورد خارج‌سازی زودهنگام برنامه‌ریزی‌نشده گزارش نشد.

شاخص نتیجه درصد
اجرای موفق فنی تکنیک ۱۲۷ بیمار ۱۰۰٪
باقی‌ماندن مجموعه تا روز هفتم ۹۸ بیمار ۷۷٫۲٪
باقی‌ماندن مجموعه تا روز دهم ۲۹ بیمار ۲۲٫۸٪
نیاز به ریتینرهای نامتقارن ۳۴ بیمار ۲۶٫۸٪
انسداد موقت راه هوایی ۱۲ بیمار ۹٫۴٪
خارج‌سازی زودهنگام ناخواسته ۰ مورد ۰٪
عوارض عمده مرتبط با وسیله ۰ مورد گزارش‌شده ۰٪ در این مجموعه

پایداری وسیله در دوره اسپلینت‌گذاری

پایداری مجموعه در تمام بیماران طی هفت یا ده روز تعیین‌شده، یکی از نتایج اصلی این پژوهش بود. این یافته نشان می‌دهد که ترکیب مکانیکی ارائه‌شده در شرایط بالینی مطالعه قابل استفاده بوده و برای حفظ موقعیت ریتینر در دوره کوتاه پس از عمل، معمولاً به تثبیت مستقیم خود ریتینر نیاز نداشته است.

با این حال، موفقیت صددرصدی مونتاژ و حفظ موقعیت مجموعه، به معنای موفقیت صددرصدی در اصلاح عدم تقارن، پیشگیری از کلاپس پره بینی یا حفظ نتایج زیبایی در بلندمدت نیست. این پیامدها در پژوهش با معیارهای کمی استاندارد مورد ارزیابی مقایسه‌ای قرار نگرفته‌اند.

چرا مدت باقی‌ماندن سیستم برای بیماران متفاوت بود؟

در ۹۸ بیمار، سیستم در روز هفتم پس از جراحی و هم‌زمان با زمان معمول خارج‌سازی اسپلینت سیلیکونی برداشته شد. در ۲۹ بیمار دیگر، از جمله موارد دارای دفورمیتی تروماتیک بینی یا آسیب خفیف مخاط سپتوم حین رینوپلاستی همراه با گرافت، مجموعه تا روز دهم باقی ماند.

بنابراین مدت هفت یا ده روز در این مطالعه، بخشی از تصمیم‌گیری بالینی پژوهشگران بوده است و نباید به‌صورت یک پروتکل ثابت برای همه انواع رینوپلاستی یا تجهیزات داخلی بینی تعمیم داده شود.

انسداد موقت راه هوایی؛ مهم‌ترین محدودیت ایمنی تکنیک تزل

مهم‌ترین عارضه گزارش‌شده در این مجموعه، انسداد موقت راه هوایی بینی در ۱۲ بیمار، معادل ۹٫۴ درصد جمعیت مطالعه، بود. نویسندگان این مشکل را به کاهش قطر داخلی مؤثر کانال اسپلینت پس از قرارگیری نوستریل ریتینر در بخش قدامی آن نسبت دادند.

این مسئله از نظر طراحی تجهیزات پزشکی اهمیت قابل توجهی دارد. اگرچه اسپلینت مورد استفاده دارای مسیر هوایی بود، قرارگیری بخشی از ریتینر در همان مسیر موجب کاهش سطح مقطع مؤثر عبور هوا می‌شد. افزون بر آن، ادم مخاط پس از جراحی می‌توانست مقاومت عبور هوا را افزایش دهد.

در مطالعه حاضر، انسداد پس از خارج‌سازی مجموعه ترکیبی برطرف شد و عارضه عمده مرتبط با وسیله گزارش نشد. با این حال، این موضوع نشان می‌دهد که یکپارچه‌سازی دو وسیله پزشکی باید علاوه بر پایداری مکانیکی، از منظر ظرفیت عبور هوا نیز بررسی شود.

هشدار بالینی: کاهش قطر مؤثر کانال هوایی

در طراحی ترکیبی اسپلینت و نوستریل ریتینر، باقی‌ماندن یک کانال ظاهراً باز، به‌تنهایی نشان‌دهنده کفایت عبور هوا نیست. انتخاب ابعاد، جهت‌گیری وسیله، فشار تماس با مخاط و احتمال تشدید مقاومت تنفسی در اثر ادم باید بررسی شوند. اجرای تغییرات توصیف‌شده در پژوهش، بدون ارزیابی تخصصی ایمنی و انطباق با الزامات تجهیزات پزشکی توصیه نمی‌شود.

از دیگر محدودیت‌های عملکردی این مجموعه، ماهیت ثابت و غیرقابل‌خارج‌سازی توسط بیمار در دوره اسپلینت‌گذاری است. به دلیل تماس مستقیم با ساختارهای سپتوم و وستیبول، نویسندگان روش را برای استفاده کوتاه‌مدت در مرحله اولیه پس از عمل در نظر گرفته‌اند، نه حمایت طولانی‌مدت با یک مجموعه ثابت.

پروتکل مراقبت پس از رینوپلاستی در پژوهش تزل

یکی از بخش‌های کاربردی متن کامل پژوهش، تشریح برنامه مراقبت پس از عمل است. نویسندگان یک رویکرد دومرحله‌ای را گزارش کرده‌اند: استفاده کوتاه‌مدت از سیستم ترکیبی و سپس ادامه حمایت با نوستریل ریتینر قابل‌خارج‌سازی.

مرحله اول: مراقبت طی ۷ تا ۱۰ روز حضور مجموعه ترکیبی

در هفته اول پس از جراحی، به بیماران توصیه شد که برای مرطوب نگه داشتن مجموعه داخل بینی، چند بار در روز از شست‌وشوی ایزوتونیک سالین مطابق دستور درمانی استفاده کنند. همچنین پماد مرطوب‌کننده حاوی دکسپانتنول در ورودی وستیبول بینی برای کاهش خشکی مخاط و تشکیل کراست به کار گرفته شد.

در طول این دوره، بیماران از نظر باز بودن راه هوایی، تحریک مخاط و پایداری مجموعه تحت پیگیری بالینی قرار داشتند. زمان خارج‌سازی مجموعه با توجه به یافته‌های حین عمل و نیاز درمانی هر بیمار، روز هفتم یا دهم تعیین شد.

مرحله دوم: ادامه استفاده از نوستریل ریتینر پس از خارج‌سازی اسپلینت

پس از برداشتن مجموعه یکپارچه، به بیماران توصیه شد استفاده از نوستریل ریتینر قابل‌خارج‌سازی را برای حداقل سه ماه ادامه دهند. نویسندگان این توصیه را به‌ویژه برای موارد رینوپلاستی مرتبط با شکاف لب و بینی، جراحی پس از تروما، رینوپلاستی ثانویه یا مرحله سوم و همچنین رینوپلاستی اولیه با عدم تقارن مادرزادی نوستریل مطرح کردند.

تفاوت عملکردی این دو مرحله مهم است. در مرحله نخست، حمایت داخلی سپتوم و ورودی بینی با یک مجموعه ثابت و ترکیبی انجام می‌شود؛ در حالی که پس از خارج‌سازی اسپلینت، تمرکز بر حمایت از کانتور نوستریل با وسیله‌ای قابل‌خارج‌سازی ادامه می‌یابد.

البته مدت سه ماه، توصیه مورد استفاده پژوهشگران بوده است و به معنای اثبات بهترین مدت مصرف برای تمام بیماران نیست. همچنین میزان پایبندی بیماران به این برنامه در مطالعه به‌صورت نظام‌مند اندازه‌گیری نشده است.

پیگیری تصویری نتایج در ۱۳ و ۱۸ ماه

در شکل ۵ مقاله اصلی، نمونه‌ای از دفورمیتی بینی پس از تروما همراه با عدم تقارن نوستریل نمایش داده شده که نتیجه آن در پیگیری ۱۳ماهه مستند شده است. در این مورد، مجموعه ترکیبی در روز دهم خارج شد و بیمار به مدت سه ماه از نوستریل ریتینر استفاده کرد.

مقایسه تصاویر بینی آسیب‌دیده پس از تروما و نتیجه رینوپلاستی در پیگیری ۱۳ ماهه مطالعه تکنیک تزل
شکل ۵ پژوهش ـ نمونه رینوپلاستی پس از تروما و پیگیری ۱۳ماهه؛ پس از خارج‌سازی سیستم، استفاده از ریتینر برای سه ماه ادامه یافت.

شکل ۶ نیز نمونه‌ای از رینوپلاستی مرتبط با شکاف لب یک‌طرفه را در پیگیری ۱۸ماهه نمایش می‌دهد. در این مورد نیز مجموعه پس از ده روز خارج شد و حمایت با ریتینر برای سه ماه ادامه یافت.

مقایسه تصاویر بیمار مبتلا به دفورمیتی بینی مرتبط با شکاف لب یک‌طرفه و نتیجه رینوپلاستی در پیگیری ۱۸ ماهه
شکل ۶ پژوهش ـ نمونه رینوپلاستی مرتبط با شکاف لب یک‌طرفه با پیگیری ۱۸ماهه و دوره سه‌ماهه استفاده از ریتینر.

این تصاویر نمونه‌های بالینی مفیدی از کاربرد تکنیک هستند، اما جایگزین ارزیابی کمی و مقایسه‌ای نتایج نیستند. برای بررسی علمی تقارن نوستریل‌ها، استفاده از اندازه‌گیری‌های مورفومتریک استاندارد و تصاویر تکرارپذیر ضروری است. اصول این موضوع در مقاله عکاسی در رینوپلاستی و ارزیابی تصاویر قبل و بعد از جراحی در سایت صبامد نیز توضیح داده شده است.

کاربردهای بالینی تکنیک تزل و اهمیت انتخاب سایز نامتقارن

یکی از نتایج کاربردی مطالعه، نیاز ۳۴ بیمار، معادل ۲۶٫۸ درصد جمعیت پژوهش، به استفاده از نوستریل ریتینرهای دارای سایز متفاوت برای سمت راست و چپ بود. این وضعیت بیشتر در موارد مرتبط با شکاف لب و بینی، بینی‌های آسیب‌دیده پس از تروما و رینوپلاستی‌های ثانویه یا مرحله سوم همراه با تغییرشکل یک‌طرفه وستیبول دیده شد.

در ریتینرهای U شکل متداول، دو بازو از طریق یک پل میانی به یکدیگر متصل هستند. در صورت نیاز به دو سایز متفاوت، این ساختار مشترک می‌تواند آزادی انتخاب و جهت‌گیری مستقل هر سمت را محدود کند. در تکنیک تزل، جدا شدن پل کلوملایی امکان تنظیم مستقل دو بخش را فراهم کرده است.

رینوپلاستی اولیه (Primary Rhinoplasty)

در موارد رینوپلاستی اولیه، ضرورت استفاده از حمایت ترکیبی باید بر اساس آناتومی و مداخله انجام‌شده تعیین شود. به‌ویژه در بیمارانی که پیش از جراحی دارای عدم تقارن مادرزادی نوستریل هستند، حمایت اختصاصی از هر سمت ممکن است در برنامه مراقبت مطرح باشد.

رینوپلاستی ثانویه و مرحله سوم (Revision Rhinoplasty)

در رینوپلاستی‌های ترمیمی، جراح ممکن است با اسکار، ضعف حمایت غضروفی، تغییر موقعیت پره‌ها یا ناهنجاری‌های باقی‌مانده از عمل قبلی مواجه شود. تکنیک تزل امکان تنظیم مستقل سایز و زاویه ریتینر را فراهم می‌کند و از این نظر یک گزینه فنی برای حمایت هم‌زمان از سپتوم و بخش تحتانی بینی به شمار می‌رود.

با این حال، پژوهش حاضر مشخص نکرده است که استفاده از این روش در بیماران ترمیمی، میزان جراحی مجدد یا عود عدم تقارن را کاهش می‌دهد.

رینوپلاستی مرتبط با شکاف لب و بینی (Cleft Rhinoplasty)

عدم تقارن پره‌ها و سوراخ‌های بینی از مسائل مهم در برخی دفورمیتی‌های مرتبط با شکاف لب یک‌طرفه است. در مطالعه تزل، ۱۵ نفر از ۲۴ بیمار این گروه دارای عدم تقارن واضح پیش از عمل بودند که نیازمند اصلاح جراحی گزارش شده است.

امکان انتخاب سایز متفاوت برای هر سمت و تنظیم جهت حمایت، از جنبه‌های مرتبط تکنیک در این گروه است. با این وجود، برای تعیین اثربخشی واقعی در پیشگیری از بازگشت عدم تقارن، مطالعات کنترل‌شده و اندازه‌گیری‌های طولی ضروری است.

رینوپلاستی پس از تروما (Post-traumatic Rhinoplasty)

در بینی‌هایی که بر اثر تروما دچار تغییرشکل شده‌اند، ممکن است هندسه نوستریل‌ها و وضعیت حمایت غضروفی دو سمت متفاوت باشد. قابلیت سایزبندی مستقل می‌تواند از نظر تطبیق مکانیکی اهمیت داشته باشد، اما انتخاب بیمار و نوع حمایت باید بر اساس یافته‌های جراحی انجام شود.

نقش نوستریل ریتینر Erfecen در تکنیک تزل و ارتباط آن با تجهیزات صبامد

یکی از نکات قابل توجه پژوهش برای متخصصان و تأمین‌کنندگان تجهیزات رینوپلاستی، ذکر صریح نوستریل ریتینر شرکت ترکیه‌ای Erfecen در بخش روش انجام مطالعه است.

محصول نوستریل ریتینر بزرگسال Erfecen که در سایت صبامد معرفی شده، یک نگهدارنده U شکل از جنس سیلیکون پزشکی است. ساختار متداول آن شامل دو بازوی قرارگیرنده در سوراخ‌های بینی و یک پل میانی روی کلوملا است.

این ساختار به‌صورت مستقیم با مرحله اول روش تزل ارتباط دارد؛ زیرا پژوهشگران با جدا کردن پل میانی، ریتینر را به دو بخش مستقل تبدیل کردند تا انتخاب سایز و تنظیم موقعیت برای هر سمت به‌صورت جداگانه امکان‌پذیر شود.

اهمیت سایزر کیت در انتخاب نوستریل ریتینر

در پژوهش، اندازه‌گیری نوستریل‌ها پس از پایان رینوپلاستی و با استفاده از قالب‌های سایزبندی انجام شد. بنابراین انتخاب سایز بر اساس وضعیت واقعی بافت پس از اصلاح جراحی صورت گرفت. این موضوع اهمیت استفاده از ابزار تعیین سایز (Sizing Template) و ارزیابی مستقل هر سمت را نشان می‌دهد.

در صفحه محصول صبامد، مدل بزرگسال Erfecen با سایزهای ۶ تا ۱۴ معرفی شده و سایزر کیت نیز به‌عنوان ابزار کمکی برای انتخاب سایز توضیح داده شده است. انتخاب سایز و مدل باید با توجه به آناتومی بیمار و برنامه جراح انجام شود.

محدودیت‌های علمی پژوهش؛ چرا اثربخشی بلندمدت هنوز اثبات نشده است؟

اگرچه نتایج پژوهش از نظر کاربرد فنی امیدوارکننده هستند، نویسندگان تأکید کرده‌اند که این مطالعه برای اثبات برتری تکنیک طراحی نشده است. چند محدودیت اساسی باید هنگام تفسیر نتایج در نظر گرفته شود.

نبود گروه کنترل و ماهیت گذشته‌نگر مطالعه

تمام بیماران بررسی‌شده از تکنیک تزل استفاده کرده‌اند و گروه مقایسه هم‌زمان با اسپلینت‌گذاری مستقل، روش مرحله‌ای یا سایر روش‌های مراقبت پس از جراحی وجود نداشته است. در نتیجه نمی‌توان تعیین کرد که تکنیک ترکیبی در مقایسه با روش معمول، از نظر عملکرد تنفسی، تقارن نوستریل، رضایت بیمار یا بروز عوارض بهتر عمل می‌کند.

نبود اندازه‌گیری استاندارد مورفومتریک

اگرچه حداقل ۱۲ ماه پیگیری برای ورود به مطالعه در نظر گرفته شد، اندازه‌گیری‌های کمی سریالی و استاندارد برای بررسی تقارن سوراخ‌های بینی گزارش نشده است. بنابراین میزان عود عدم تقارن، تغییر ابعاد نوستریل یا کلاپس پره بینی در گروه‌های مختلف قابل تعیین نیست.

مشاهده نتایج قابل قبول در تصاویر نمونه بالینی ارزش توصیفی دارد، اما برای اثبات پایداری مورفولوژیک کافی نیست.

نبود معیار کمی یکسان برای انتخاب سایز ریتینر

سایزبندی با استفاده از قالب‌های موجود و بر اساس ابعاد و کانتور پس از عمل انجام شد؛ اما معیارهای آنتروپومتریک کمی و استاندارد برای انتخاب اندازه مشخص نشده‌اند. این مسئله می‌تواند بازتولید دقیق تکنیک میان جراحان و مراکز مختلف را دشوار کند.

ثبت‌نشدن نظام‌مند پایبندی بیمار به مصرف ریتینر

پس از خارج‌سازی سیستم ترکیبی، ادامه استفاده از ریتینر برای حداقل سه ماه توصیه شد، اما مدت واقعی استفاده و میزان پایبندی بیماران به دستورالعمل به‌صورت کمی و نظام‌مند گزارش نشده است. بنابراین تفکیک اثر احتمالی حمایت اولیه ترکیبی از حمایت بعدی با ریتینر مستقل امکان‌پذیر نیست.

محدودیت ارزیابی عملکرد راه هوایی

انسداد موقت در ۹٫۴ درصد بیماران یک یافته بالینی مهم بود، اما مطالعه داده‌های استاندارد و مقایسه‌ای درباره مقاومت راه هوایی یا تغییر ظرفیت جریان هوا پس از ترکیب دو وسیله ارائه نکرده است. این موضوع از محورهای ضروری بررسی در پژوهش‌های آینده است.

در مجموع، شواهد این مطالعه از امکان‌پذیری فنی و کاربرد کوتاه‌مدت تکنیک پشتیبانی می‌کنند، اما برای اثبات مزیت عملکردی یا زیبایی بلندمدت نسبت به روش‌های مرسوم کافی نیستند.

پیام‌های کاربردی پژوهش برای جراحان رینوپلاستی و متخصصان ENT

پژوهش تزل چند موضوع مهم را برای تصمیم‌گیری بالینی و طراحی تجهیزات مراقبت پس از رینوپلاستی برجسته می‌کند.

۱. ارزیابی سپتوم و دریچه خارجی بینی باید از یکدیگر تفکیک شود

تثبیت موفق سپتوم لزوماً به معنی تأمین حمایت کافی برای حاشیه پره بینی، دریچه خارجی و کانتور نوستریل نیست. هر وسیله حمایتی باید بر اساس ناحیه هدف و نیاز اختصاصی بیمار انتخاب شود. استفاده از دو وسیله نیز تنها زمانی منطقی است که برای هر دو عملکرد اندیکاسیون مشخص وجود داشته باشد.

۲. سایزبندی مستقل دو سمت می‌تواند اهمیت بالینی داشته باشد

نیاز ۲۶٫۸ درصد بیماران به ریتینرهای نامتقارن نشان می‌دهد که انتخاب یک سایز یکسان برای سمت راست و چپ نباید بدون ارزیابی آناتومیک فرض شود. این مسئله در بینی‌های تروماتیک، ترمیمی و دارای عدم تقارن مادرزادی اهمیت بیشتری پیدا می‌کند.

۳. پایداری مکانیکی و باز بودن راه هوایی دو شاخص مستقل هستند

سیستم تزل در تمام بیماران پایدار باقی ماند، اما ۱۲ بیمار دچار انسداد موقت راه هوایی شدند. بنابراین طراحی یک وسیله پایدار، به‌تنهایی برای اثبات عملکرد مناسب آن کافی نیست و باید اثر مجموعه بر عبور هوا، فشار تماس و وضعیت مخاط نیز ارزیابی شود.

۴. حمایت کوتاه‌مدت و بلندمدت ممکن است به تجهیزات متفاوت نیاز داشته باشد

در پروتکل گزارش‌شده، حمایت اولیه با مجموعه ثابت و ترکیبی انجام شد و پس از خارج‌سازی اسپلینت، استفاده از ریتینر قابل‌خارج‌سازی ادامه یافت. این رویکرد دومرحله‌ای نشان می‌دهد که اهداف مراقبت در روزهای ابتدایی پس از جراحی با اهداف حمایت در ماه‌های بعد یکسان نیستند.

۵. اصلاح وسیله پزشکی نیازمند ارزیابی سازگاری و ایمنی است

تکنیک تزل شامل تغییر فیزیکی در دو وسیله تجاری است. بنابراین پیش از هرگونه استفاده مشابه، باید الزامات دستورالعمل رسمی سازنده (IFU)، شرایط استریل، یکپارچگی ساختار پس از تغییر، احتمال ایجاد لبه آسیب‌زا و اثر تغییرات بر مسیر هوایی بررسی شوند. انتشار یک تکنیک در مجله علمی، به‌خودی‌خود به معنای تأیید آن برای تمام مدل‌های موجود در بازار نیست.

جمع‌بندی؛ جایگاه تکنیک تزل در آینده مراقبت پس از رینوپلاستی

تکنیک تزل یک راهکار فنی برای یکپارچه‌سازی اسپلینت سیلیکونی داخل بینی و نوستریل ریتینر در دوره اولیه پس از رینوپلاستی است. ویژگی اصلی این رویکرد، امکان حمایت هم‌زمان از سپتوم و یک‌سوم تحتانی بینی، بدون قرار دادن دو وسیله کاملاً مستقل در فضای محدود وستیبول است.

در پژوهش منتشرشده در سال ۲۰۲۶، نوستریل ریتینر Erfecen ترکیه با اسپلینت سیلیکونی ترکیب شد. تکنیک در تمام ۱۲۷ بیمار از نظر اجرا و حفظ موقعیت در دوره هفت یا ده روزه موفق بود. همچنین ۳۴ بیمار به سایز نامتقارن ریتینر نیاز داشتند و ۱۲ بیمار انسداد موقت راه هوایی را تجربه کردند.

وجود پیگیری بالینی حداقل ۱۲ماهه و ارائه نمونه‌های تصویری تا ۱۸ ماه، اطلاعات توصیفی مفیدی درباره تجربه پژوهشگران فراهم می‌کند. بااین‌حال، نبود گروه کنترل و اندازه‌گیری‌های مورفومتریک استاندارد به این معناست که هنوز نمی‌توان نتیجه گرفت تکنیک تزل باعث حفظ بهتر تقارن نوستریل‌ها یا کاهش عوارض بلندمدت نسبت به روش‌های متداول می‌شود.

اهمیت اصلی این پژوهش برای جراحان و فعالان تجهیزات پزشکی، توجه به طراحی هماهنگ ابزارهای حمایت پس از رینوپلاستی است. تجربه گزارش‌شده نشان می‌دهد که سازگاری آناتومیک، امکان انتخاب سایز مستقل، پایداری مجموعه و حفظ مسیر تنفسی باید هم‌زمان در طراحی و ارزیابی تجهیزات مدنظر قرار گیرند.

در وضعیت فعلی شواهد، تکنیک تزل را باید یک نوآوری فنی با امکان‌پذیری بالینی اولیه دانست که برای مشخص‌شدن جایگاه قطعی آن در مراقبت پس از رینوپلاستی، به پژوهش‌های کنترل‌شده و ارزیابی‌های کمی بیشتر نیاز است.

منابع علمی و اطلاعات انتشار

منبع اصلی: Tezel E, Güray Ş. An Integrated Silicone Splint and Nostril Retainer for Postoperative Rhinoplasty Care: The Tezel Splinting Technique. Journal of Craniofacial Surgery. Published online October 2, 2026.

DOI: 10.1097/SCS.0000000000013439

PubMed: PMID: 42825331

نویسندگان پژوهش: Erdem Tezel, MD و Şeyda Güray, MD.

مرکز پژوهشی: Department of Plastic, Reconstructive and Aesthetic Surgery, Marmara University Pendik Training and Research Hospital, Istanbul, Türkiye.

نوع پژوهش: مطالعه گذشته‌نگر روی مجموعه متوالی ۱۲۷ بیمار. بر اساس گزارش نویسندگان، داده‌ها به‌صورت ناشناس مرور شده‌اند، معافیت از اخذ تأییدیه رسمی کمیته اخلاق برای این مرور ثبت شده و رضایت آگاهانه کتبی برای اقدامات جراحی و انتشار تصاویر ناشناس بیماران دریافت شده است. نویسندگان تعارض منافع گزارش نکرده‌اند.

منابع تکمیلی ذکرشده در مقاله اصلی:

  • Doyle DE, House LF, Hall WP. Description of a new device: an intranasal airway/splint. Laryngoscope. 1977;87:608–612.
  • Lau J, Elhassan HA, Singh N. History of intranasal splints. J Laryngol Otol. 2018;132:198–201.
  • Zhang S, Wu M, Chen J, et al. The necessity of nostril retention application after secondary unilateral cleft rhinoplasty. Laryngoscope. 2023;133:1618–1623.
  • Rossell-Perry P, Romero-Narvaez C, Gavino-Gutierrez A, et al. Postoperative nasal conformers in cleft rhinoplasty: are they efficacious? J Craniofac Surg. 2023;34:1416–1419.
  • Kridel RW, Scott BA, Foda HM. The tongue-in-groove technique in septorhinoplasty: a 10-year experience. Arch Facial Plast Surg. 1999;1:246–256.

یادداشت پزشکی: این مقاله برای اطلاع‌رسانی علمی به پزشکان، جراحان و فعالان حرفه‌ای حوزه تجهیزات پزشکی تهیه شده است و جایگزین معاینه، تشخیص، قضاوت بالینی جراح یا دستورالعمل رسمی تجهیزات پزشکی نیست.